أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
33
آثار الباقيه ( فارسى )
و هر دو نسب به داود مىرسد و غرض از تذكر نسب همين است چه ، از شرايط مسيح اين است كه بايد پسر داود باشد و براى اين نكته نسبت يوسف را به مسيح اضافه كرد و از نسبت مريم چشمپوشى نمود كه سنت مذهبى يهود اين است كه هيچكس جز از قبيله و سبط خود زن نگيرد تا آنكه انساب مختلط نشود و عادت يهود بر اين جارى شده كه نسبت شخص را به مردها مىدهند نه بزنان و چون يوسف و مريم هر دو تن از يك قبيله و يك دودمان بودند پس ناچار بايد بيك اصل و بيك ريشه برسد و غرض از اثبات نسب همين است و نزد هريك از اصحاب مرقيون و اصحاب ابن ديصان انجيلى است كه پارهاى از آنها با اناجيل مذكور مخالفت دارد . و پيروان مانى را جداگانه انجيلى است كه از به دو تا ختم آن با آنچه نصارى گفتهاند مخالف است و پيروان مانى به آن معتقدند و چنين مىپندارند كه انجيل صحيح همين است و بس و آنچه را كه مسيح آورده و بدان عمل نموده موافق و مطابق با مضامين اين انجيل است و غير از آن هر انجيل ديگرى باطل و پيروان آن به مسيح آن را افتراء زدهاند . و انجيل را نسخهايست كه به انجيل سبعين موسوم و منسوب به بلامس است و در صدر آن چنين مكتوب است كه اين نسخه را سلام پسر عبد اللّه سلام از زبان سلمان پارسى نگاشته و هركس كه در آن انجيل نظر كند بر او پوشيده نخواهد ماند كه اين انجيل ساختگى است و نصارى و غير نصارى اين انجيل را انكار مىكنند . تاريخ توفان اعظم كه توفان نوح است آنچه پس از اين تاريخ است تاريخ توفان اعظم است كه زمان نوح بوده كه هرچيز در آن غرق شد و اين تاريخ هم مانند تواريخ ديگر داراى تفاوت و اختلاف است بقسمى كه نمىشود به صحت آن قطع كرد و نمىشود در احاطه بحقيقت آن طمع نمود زيرا اولا ميان تاريخ آدم و اين تاريخ اختلاف است و در آينده خواهيم گفت كه ميان اين تاريخ و تاريخ اسكندر نيز اختلاف است و يهود از تورات خود و كتب متعلق به تورات چنين